قهرمان ميرزا عين السلطنه

3286

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خانم و عزيز السلطنه اينجا بودند صحبت زنها هم معلوم است تمام راجع به عميد الملك و همدم السلطنه يا افسر ملك و شوهرش است . عميد الملك پيش از عقد به شاهزاده والى پيغام داده احوال مرا از اخوان خودتان جويا نشويد ، آنها با من دشمن هستند ، قول آنها مسموع نيست . من از آن حرف بدم آمد . حالا ديدند بد حرفى است مىگويند اين قسم نگفته ولى گذشته از آن‌كه با اينها مباحثه كرده‌ام گذاشته‌ام يك مجلس كه اگر خداى نكرده ملاقاتش كردم او را درست كنم . اينجاها گفته‌ام بله من حاضرم با عميد الملك محاكمه كنم . در اين‌كه عميد الملك آدم دروغ‌گوئى است و با دلايل چند ثابت مىكنم به شرط هزار تومان گرو . زياده قربانت ، نزديك غروب - 16 محرم 1329 - ( پايان نامهء عماد السلطنه ) ايضا : « روى هم هشت نمره روزنامه بسته شد ، سپردم باز بياورند . باز انشاء اللّه مىفرستم . مشغوليات خوبى است . اهل خانه عرض سلام مىرسانند . ما باجى ( دايه آقاست ) زير كرسى نشسته دعا به وجود شما مىكند . هشت ماه است خانم سرتيپ معروف با صغرا خانم خواهر محترم شيرازى معروف دعوا كرده او را كتك زده گيسش را كند ؛ صغرا خانم در محكمه جزاى عدليه عارض و به سختى خانم سرتيپ را تعاقب كرده . بعد استيناف رفته‌اند . پس از هشت ماه محاكمه خانم سرتيپ محكوم به دويست تومان جرم و پنجاه تومان ديه شده . خانم سرتيپ حامى و همراه و كمك ندارد ( يقين بدگل يا كهنه شده است ) مگر حاجى افخم الدوله كه بسيار تك‌وپو مىكند كه خانم سرتيپ محكوم نشود شايد سبيل آقا را چرب كند اما دستش بند نيست . ميان تمام عرايض تميز اين يكى خنده و مزه دارد . » ( پايان نامهء عماد السلطنه ) مشهدى صدر اللّه چند روز يارفى ماند . زن بيوه مرحوم محرم على رعيت ما را كه جوان و خوشگل است گرفته ديروز آمد كه طهران مىروم . ماهانهء بچه‌ها من هم ديشب تا ساعت پنج مكتوبات زيادى نوشته روانه داشتم . يكى هم مخصوصا به همدم السلطنه نوشتم . قريب هفده مكتوب شد . امروز ماند و امشب مىرود . شش روزه از راه حصار و جادهء شوسه خواهد رفت . بيست و پنج تومان براى مهرماه خانم ، ده تومان هم براى بچه‌ها با دو چادر شب فرستادم . اما اگر حضرت و الا بداند براى اين ده تومان تمام ماهانه بچه‌ها را قطع مىكند . مثل اين‌كه متصل از من پول مىخواهد و اين بار مرقوم داشته‌اند از ماه صفر به بچه‌ها ماهانه نمىدهم .